|
سایت جامع نقد فیلم هالیوودی In a World of 1s & 0s , Are You a Zero , or The One
| ||||||
|
بررسی فیلم " Drive " درایو یا بران جزء معدود آثار امسال بود که خیلی روش تکیه می کردم . بران فیلم خاصیه اما کاملا خوب نیست یعنی کاره قشنگیه اما مشکلات فیلمنامه ای ، اثر رو دچار ضعفهایی کرده . فلیمنامه همون طور که می دونید نوشته ی حسین امینیه ؛ باعث افتخاره که یه ایرانی الاصل یه همچین فیلمنامه متفاوت و قشنگی تو هالیوود نوشته اما درایو ، هم بیشترین عامل موفقیتش این فیلمنامست و هم بیشترین عامل ضعفش و یک سوم پایانی مهم ترین ضربه رو از جانب فیلمنامه می خوره . بذارید در ابتدا نگاهی کاملتر و دقیقتر به کل کار بندازیم : کاراکتر اصلی فیلم درایو یعنی درایور ( رایان گاسلینگ ) در ابتدا تا حدی شبیه کاراکترهای مشابه فیلمهای صرفا اکشن به نظر میاد . او هم آخر رانندگیه و هم قوانینی برای خودش داره اما چیزی که درایور فیلم درایو رو با بازی زیرپوستی گاسلینگ از تمام کاراکترها متمایز میکنه ، نوع شخصیت پردازی متفاوت این کاراکتره که مخصوصا در 10 – 15 دقیقه ابتدایی بدجور مخاطب رو تحت تاثیر قرار می ده . البته در کنار درایور ، باید از آیرین هم ستایش کرد ؛ بازی ساده و باورپذریر کری مولیگان در کنار قیافه معصومانه این کاراکتر که به شدت در جهت فیلم بود هم باعث جذابیت بیشتری شده بود . در همون دقایق ابتدایی ( سکانس فرار از دست پلیس و مخفی کاری ) اصلا سعی نشده یه سکانس اکشن کار بشه بلکه هیجان به صورت دیگه ای توی کار وارد شده یعنی در اون سکانس ها حتی یه نما از بیرون ماشین هم نداریم و تمامی سکانسهای رانندگی از داخل ماشین گرفته شده که انقدر درست و دقیق کار شده که جلب توجه می کنه ؛ در عین حال با این که سکانس تعلیق داره اما درایور انقدر آرومه که این تناقض هم ، خیلی خوب توی دل این سکانسها نشسته . کم صحبت کردن درایور توی 10 -15 دقیقه ابتدایی یه کم مخاطب رو اذیت می کنه اما فیلم انقدر جذابه که این تفاوت هم جذب کنندست .
کل زمان فیلم 1 ساعت و 37 دقیقست ؛ یک سوم ابتدایی انقدر خوب بود که زمانی که داشتم نگاه می کردم ، گفتم درایو می تونه یکی از بهترین فیلمهایی باشه که تا به حال دیدم . در کل 1 ساعت ابتدایی خیلی خوب بود حتی بعد از اون سرقت و سکانس جدال خونین تو اتاق ، فیلم هنوز خوب بود ولی به جای این که تازه در ادامه ، فیلم بهتر بشه ؛ بعد از مشخص شدن دستهای تو کار و جدی تر شدن بد من های فیلم ، درایو توی ذوق می زنه و مشکلی که نباید پیدا می کرد رو از خودش نشون می ده . شاید اگه درایو صرفا یه اثر درام با ته مایه اکشن بود ، خیلی بهتر از این ها می شد ؛ مثلا توی یکی از سکانس ها که به نظر من واقعا عاشقانست و اون هم نه به شکل معمولی که تا به حال دیده باشیم ؛ آیرین توی جشن بازگشت شوهرشه اما دلش پیش درایوه و خود درایور هم که در اون لحظه داره کاره شخصیش رو انجام می ده دلش پیش آیرین ه و نگاه خاص هر دو ؛ بی نظیر بود . من از نوشته های قبلی امینی ، متاسفانه هنوز هیچ کدوم از فیلمها رو ندیدم حتی فیلم اون فیلمنامه اسکاری اما با توجه به شنیده ها ، ظاهرا توانایی و تخصص ایشون بیشتر در زمینه آثار درامه و درایو که یه اثر درام – جناییه ؛ دقیقا مشکلش از همین بخش دومه . کاراکترهای بدمن و اتفاقاتی که در یک سوم پایانی اثر می افته انقدر ساده و حتی مثل کشته شدن نینو و برنی انقدر دم دستی به نظر میاد که انگار قرار بوده صرفا فیلم بدون پیچش وگره نباشه ؛ اگرچه امینی سعی کرده هوشمندانه این اتفاقات رو به هم وصل بکنه اما بخش جنایی اثر نه تنها نکته جدید و خاصی نداره بلکه با بخش درامش هم اصلا به لحاظ کیفیت فیلمنامه ای قابل مقایسه نیست . امینی دو سه جا با تغییر جایگاه سکانس ها سعی کرده فیلم رو جذاب تر و کمی از مسیر کاملا خطی دور بکنه که کاره خوبی هم بوده ولی حتی این تغییر جایگاه سکانس در اون 20 دقیقه پایانی هم مثل اون دقایق فیلم ، خوب نبود . پایان بندی هم به نظرم می تونست واقعا بهتر باشه . یعنی امینی فیلم رو به نحوی تموم کرد که نه خیلی تلخ باشه و نه هپی اندینگ ؛ اگه سکانس بوسه رو حدف کنیم ( که به لحاظ ظاهری خوب دراومده بود ولی خیلی عاشقانه درنیومده بود ) و در عین حال بودنش الزامی نبود و تازه با نبودنش به نظرم می شد پایان بندی بهتری رو رقم زد و اگه به جاش حداقل یکی دو تا دیالوگ عاشقانه حساب شده و امیدوارانه که به نوعی بتونه حس برگشت درایور پیش آیرین رو بده ، خیلی بهتر فیلم جمع می شد . تنها سکانس جدی اکشن فیلم ( تعقیب و گریز بعد از سرقت اواسط فیلم ) انصافا خوب در اومده بود و یا اون کشتار توی اتاق مخصوصا پلان کشته شدن زن که خیلی تاثیرگذار بود اما خشونت فیلم توی سکانس آسانسور و یا رستوران ( کشته شدن کوک ) زیاده از حد بود ؛ یعنی این همه خشونت مال این فیلم نبود مخصوصا توی سکانس آسانسور . وقتی فیلم رو می بینید متوجه می شید چرا " نیکلاس وایدینگ رفن " جایزه بهترین کارگردانی رو از جشنواره کن گرفته ؛ واقعا خیلی قشنگ و حرفه ای کار کرده و بیشتر ، همین کارگردانی خیلی خوب و یک دست وایدینگ رفن ، اون 20 – 30 دقیقه پایانی رو در ظاهر خوب نشون می ده . بعید نیست که او در بخش بهترین کارگردانی در جوایز اسکار هم نامزد بشه . وایندینگ رفن چند جا خیلی کوتاه از اسلوموشن استفاده کرده که کاملا نوع استفادش با فیلمهای اکشن دیگه غیر قابل مقایست چون توی صحنه های معمولی استفاده شده نه تو اکشن ؛ با اینکه این اسلوموشن ها شاید کارکرد واقعی و مفهومی در یک فیلم درام رو ندارن اما باعث آرومتر و یا احساسی تر کردن فیلم شدن . البته در این بین از موسیقی ، صدا گذاری ، رنگ ها و نورپردازی ، طراحی های صحنه خوب و فیلمبرداری جذاب و هوشمندانه ی اثر هم نمی شه گذشت . با تمام این صحبتها ، درایو یا بران در لحظاتی فوق العاده ، در لحظاتی خوب و در لحظاتی خوب نیست و در نهایت با تمام جذابیت ها و ارزش ها و شخصیت پردازی متفاوت و اون نگاه هایی که به صدتا جمله می ارزن و با اینکه در ژانر اکشن جزء متفاوت ترین هاست و جزء بهترین های اکشن – درامه این سالهاست اما در نگاه کلی " به قول یکی از منتقدین ، درایو بیشتر از یکی از بهترین های 2011 نیست " ؛ فیلمی که می تونست جزء بهترین های دهه خودش باشه .
[ یکشنبه 27 آذر ماه سال 1390 ] [ 11:54 AM ] [ مجتبی بهره مند ]
|
||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||