Adventures of Tin Tin


 نقد و بررسی فیلم

The Adventures of Tin Tin ماجراهای تن تن





ظاهرا طرفداران این کمیک بوک معروف ، بیشتر اروپایی ها هستن اما به شخصه آشنایی خاصی با این کاراکتر ندارم ؛ از اونجایی هم که فرض اسپیلبرگ و نویسندگان این بوده که مخاطب کم و بیش با این کاراکتر آشناست ، ماجرای فیلم از همون دقایق اول بدون هیچ مقدمه ی خاصی شروع می شه ؛ البته برای این که فیلم رو دور بیفته باید 20 دقیقه ای تحمل کرد .

اگه دقیق به فیلمنامه نگاه کنیم بیشتر از اون که با یه اثر سینمایی منسجم و قوی طرف باشیم ، انگار در حال تماشای یکی از اپیزودهای یه مجموعه ی طولانی هستیم ، شخصیت پردازی خاصی برای کاراکتر تن تن وجود نداره و با فرض اطلاع و آشنایی مخاطب با تن تن ، فیلم شروع می شه .

 نوع ورود تن تن به فیلم بیشتر از اون که واقعا هوشمندانه باشه بیشتر یه شوخی با نسخه های دو بعدی این فیلم ( نشون دادن تصویر نقاشی شده روی تابلو ) و به رخ کشیدن کیفیت و عمق بصری این کاره . البته کیف قاپی های کاراکتر دزد ، در ابتدای فیلم خیلی جالب شده منتها اگه این قسمت ها رو حذف کنیم هم مشکلی پیش نمیاد ، چون هیچ منطق خاصی بجز گمشدن کیف پول تن تن ، پشت حضور این کاراکتر در فیلم وجود نداشت که اون هم با یه ترفند دیگه ی خیلی ساده هم می تونست اتفاق بیفته .

بعد از اون 20 دقیقه ای که گفتم ، در ادامه ی 80 دقیقه ای با یه کاره ماجرایی –اکشن جذاب طرفیم مخصوصا که کاراکتر کاپیتان هادوک در نیمه اول فیلم وارد می شه و کار رو جالب تر و جذاب تر هم می کنه و کلا این کاراکتر باحال در اومده .

خوشبختانه انواع و اقسام اکشن های جذاب توی کار وجود داره ؛ از مبارزه توی کشتی گرفته تا جنگ های دریایی ، موتورسواری و پرواز توی آسمون و حتی نبرد با جرثقیل .

ترکیب و ادغام تصاویر ، توی فیلم چند جا استفاده شده که اوجش رو در سکانس داخل اتاق پادگان و همزمان یاداوری خاطرات کاپیتان بزرگ می بینیم که توی اون چند سکانس کلا فیلم با استفاده از انواع حالتها بین این دو مکان و زمان در نوسانه و اگرچه کمی زیاده روی شده اما نه تنها خیلی جذاب شده بلکه امکان داره خیلی متوجه ضعف ها و کمبودهای فیلمنامه ای نشیم .

یکی از نکات محسوس و جالب فیلم ، شباهت دو کاراکتر پیرمرد عتیقه فروش در ابتدای فیلم و کاراکتر دزد با خود کارگردان یعنی استیون اسپیلبرگه .

جلوه های بصری کار همه جوره خیره کنندست و میزان دقت در جزئیات و یا حتی نورپردازی مثال زدنیه ؛ همون طور که می دونید این اثر با تکنیک موشن کپچر ساخته شده و یا به قول جمیز کامرون بعد از آواتار E-Motion ، یعنی احساسات هم خیلی راحت تر و قابل باورتر وارد کار می شه . ( این فیلم واقعا لیاقت نامزدی بخش جلوه های بصری اسکار رو داشت )

 اسپیلبرگ در برخی لحظات مثل همون ترکیب تصاویر ، اضافه کردن لحن کمدی و یا شوخی های ظریف ، نوع ساخت اکشن ها با همکاری پیتر جکسون و این تصاویر فوق العاده ، سعی کرده یه کاره متفاوت خلق کنه ؛ اما ماجراهای تن تن : راز اسب تک شاخ رو علی رغم تمام جذابیت های ماجرایی ، اکشن و صد البته بصری ، نمی شه به عنوان یه کاره خیلی خوب یا ویژه قلمداد کرد چون متاسفانه هیچ حرف یا پیام خاصی در اثر وجود نداره و اثر اسپیلبرگ هیچ رسالتی جز سرگرمی نداره ؛ حتی کیفیت بصری اثر در سال 2011 حرکت جدیدی نیست که کلا تا به حال دیده نشده باشه یا بنیانگذار یه فناوری جدید باشه

 

نکته : تماشای نسخه HD و دوبله شده این فیلم لذت بیشتری داره .