X
تبلیغات
رایتل

The Lorax لوراکس


نقد و بررسی فیلم

دکتر سئوز : لوراکس Dr. Seuss : Lorax 




سال 2012 به لحاظ انیمیشن سال پر و پیمونیه اما شاید با قاطعیت نشه عنوان فوق العاده رو به یکی از این انیمیشن ها داد ، شجاع که ظاهرا اونقدر که باید ، فیلم خوبی نبود و از بین کارهای باقیمونده به نظرم پارانُرمن شانس بیشتری برای گرفتن این عنوان و بهترین شدن رو داره .

دکتر سئوز : لوراکس ، دومین فیلم بلند سینمایی تماما انیمیشن شرکت Illumination Entertainment بعد از من نفرت انگیزه که قسمت دومش هم اتفاقا در راهه . نکته ی جالب در مورد انیمیشن های این شرکت اینه که به دلیل این که سرمایه های زیادی نداره ، بودجه ی کارهاش رو کم می گیره تا سود قابل توجهی نصیبش بشه ، مثل همین کار که با بودجه ی 70 میلیون دلاری ، نزدیک به 5 برابر هزینش فروش داشت .

با این که من نفرت انگیز به لحاظ آمار و ارقام نسبت به لوراکس موفقتره اما به شخصه لوراکس رو به من نفرت انگیز ترجیح می دم ؛ البته این شرکت انقدر از شخصیت های مینیون ( موجودات زرد رنگ ) اثر قبلیش خوشش اومده که هم توی تیتراژ ازش استفاده کرد و هم زمانی که تد داره موارد مورد نیاز برای دیدن وانسلر رو بر می داره توی کشو ، یه مجسمه کوچک از مینیون ها هم هست .

فیلم مقدمه ی خاصی نداره ، در واقع از اولین سکانس مشخص می شه فیلم می خواد در مورد چه چیزی حرف بزنه اگر چه شاید بهتر بود کاراکتر لوراکس در ابتدای فیلم مثل کاراکترهای جغد انیمیشن رنگو ، فقط دعوت به دیدن یه داستان جذاب می کرد تا هدف فیلم رو گفتن .

شروع فیلم با یک سرود دسته جمعی جذاب ادامه پیدا می کنه ؛ چند وقتی می شد که توی انیمیشن ها ندیده بودم موزیک تا این حد وارد شده باشه و انیمیشن ها انقدر بزرگسالانه شده بودن که بعضا بچه ها رو فراموش کرده بودن ؛ با این که می شه زمان بعضی سرودها رو کاهش داد اما در کل تمام سرودهای فیلم به جز زمانی که وانسلر برای اولین بار داخل جنگل میشه ، حداقل برای یکبار جذابیت و نشاط خاصی رو برای مخاطب ایجاد می کنن .

یکی از مواردی که به فیلمنامه نویس ها کمک کرده تا اثر رو بهتر جلوه بدن ، داشتن دو کاراکتر اصلیه که در واقع به نوعی مکمل همدیگن ؛ همین عاملی شده تا در سرتاسر فیلم ، طراوت و عدم افتادگی ریتم حاکم باشه اما مطمئنا باعث شده کاراکتر اصلی تر فیلم که به نوعی تد ه در ذهن حتی بچه ها ماندگار نشه .

یکی از موارد لازم فیلم ، تعدد شوخی هایی که در سرتاسر فیلم وجود داره ، یعنی سازندگان مخصوصا توسط ماهی ها و خرس ها ، طیفی از انواع و اقسام کارها رو برای هر چه جذاب تر شدن اثر انجام دادن که باعث شده ، تجربه ی دیدن و لذت بردن از فیلم دو چندان بشه اگر چه شوخی هایی که توسط ماهی و خرس ها اتفاق می افته ، فقط در لحظن و فورا تموم می شن ، در کل سازندگان از کاراکترها و موارد موجود در سکانس ها سعی کردن بهترین استفاده رو ببرن و همون قدر که خوب تونستن توسط کاراکتر لوراکس و جونورها لحظات کمدی ایجاد کنن ، در بخش دوم هم با وجود کاراکترهای مادربزرگ و رئیس شهر ، لحظات کمدی متفاوت دیگه ای خلق کردن اگر چه در کل شوخی های بخش مربوط به کاراکتر تد ، مثل خود اون بخش ، قوی تر از بخش وانسلره .

لوراکس اگر چه حرف های جدی برای زدن داره اما این حرف ها به دلیل غالب کودکانه ی فیلم ، بیشتر به شکلی کودکانه پسند بهش نگاه شده ، البته در هر صورت لوراکس در بخش محتوایی نسبت به من نفرت انگیز جهش ویژه ای داشته .

نوع روند فیلم جز یک مورد زیرکانه ( تلقین هیولا بودن وانسلر و قدرت مند بودن لوراکس) تقریبا کودکانه و غیرقابل رقابت با آثار جدی انیمیشنیه ، یکی از سکانس هایی که بیشتر کودکانه بودن فیلم رو نشون میده جایی که مادر تدی ، می خواد تدی رو فراری بده ، با ماشین خودش و مثلا با تدی فرار می کنه و بعد نشون می ده که اون فقط یه عروسک بوده و تدی در حال فراره ؛ مطمئنا همچین سکانسی حسابی بچه ها رو غافلگیر و هیجان زده می کنه .

به لحاظ ویژگی های بصری ، لوراکس به شدت با نشاط و زیبا طراحی و اجرا شده و باید کارگردانی هنری فیلم رو ستود و طراحی کاراکترها و صداپیشه ها هم همخونی لازم رو در جهت فیلم دارن و کمبود خاصی وجود نداره و در کل وجود موارد ذکر شده ، باعث شده لوراکس حتی اگه جزء بهترین ها هم نباشه اما کاری است دوست داشتنی و قابل دفاع .