X
تبلیغات
رایتل

Life of Pi زندگی پای

نقدو بررسی فیلم 

زندگی پای Life of Pi 

بهترین فیلم سه بعدی با دو بعد متفاوت 



ساخت یک فیلم با دغدغه های شخصی دشواری های خاص خودش رو برای فیلمسازانی داره که می خوان دقیقا اون جهان بینی که در ذهن دارن رو تداعی کنن ، شاید باورنکردنی باشه اما آنگ لی 4 سال روی زندگی پای ( پی ) کار کرده تا دقیقا همون چیزی بشه که در ذهنش بوده و نتیجش اثری شده که مخاطب رو به ماجرا و دنیایی می بره که می تونه کاملا در درونش غرق بشه و دوستش داشته باشه.

نیم ساعت ابتدایی زندگی پای ، به دلیل پردازش مناسب و کافی کاراکترها در کنار فرم گیرا و هماهنگ با فیلمنامه ، به شدت جذاب و درگیرکنندست و در عین حال حس سرزندگی و عشقی که توی قاب های فیلم تداعی می شه رو نباید نادیده گرفت. 

در ادامه ی زندگی پای ، شاهد مهم ترین ، طولانی ترین و جذاب ترین بخش فیلم هستیم (سفر دریایی پای و رابطش با ببر ) این بخش به قدری استثنایی و جذابه که می تونه در جریان سینمای امروز ماندگار بشه . جدای تمام چالش هایی که مسئولین جلوه های بصری فیلم زندگی پای و همکارانشون در شرکت های دیگه پشت سرگذاشتن ، رابطه ی تنگاتنگ این جلوه های کامپیوتری با محتوای فیلم تاحدیه که نمی شه اونها رو بدون هم تصور کرد ، در واقع اینجا از معدود دفعاتیه که جلوه های بصری وجه هنری دارن ؛ از طرف دیگه ، ماجراهایی که بین پای و ببر در جدال با اقیانوس می گذره حتی برای لحظه ای هم غیرجذاب و تکراری نمی شه و در کل محیط ساختگی فیلم رو با تمام زیبایی ها و هولناکی هاش و البته با کمک واکنش های باورپذیر پای می شه عمیقا حس کرد .

اما در روزهای اولی که فیلم رو دیدم صرفا از یک بعد به اون نگاه می کردم و پایانش رو خیلی قانع کننده و در حد انتظارات نمی دونستم چرا که اتفاقات عجیب در اون جزیره در اواخر سفر پای به نظرم چیزی شبیه به مسیر انحرافی برای فیلمنامه بود و یا ماجرای دومی که پای برای گروه ژاپنی تعریف می کنه و خود پایان فیلم به نظرم هیچ کدوم آنچنان که باید راضی کننده نبودن و حتی برنگشن پای پیش عشقش کمی ناامید کننده بود اما بُعد دوم زندگی پای دقیقا همینجاست که باعث می شه عمق فیلم رو بهتر درک کرد .

مهم ترین نکته ای که در رویارویی با زندگی پای جلب توجه می کنه رنگ و بوی الهی اونه اما به نظر میاد آنچنان هم با فیلم پاک و خالصی طرف نیستیم . اگه آنگ لی سعی می کرد پای رو به سمت سه دین اصلی بکشه و در عین حال به خدای واحد در هر سه دین تاکید کنه مطمئنا نه تنها مشکلی با زندگی پای وجود داشت بلکه قطعا قابل ستایش هم بود اما پای علاوه بر دین غیرالهی نیاکانش ، نه تنها به تدین به اسلام و مسیحیت اکتفا نمی کنه بلکه عنوان می کنه که در حال حاظر کابالا هم تدریس می کنه ( فرقه ای ساختگی از یهودیت که ارتباط نزدیکی با شیطان پرستی داره ) ؛ در واقع در طول فیلم اگرچه از واژه GOD به تعداد قابل توجهی استفاده می شه اما به نظر نمیاد تفکر واحدی از خداوند وجود داشته باشه یا شاید اصلا خدایی وجود داشته باشه چرا که حتی بدون در نظرگرفتن نکات ذکرشده ، بازهم مخاطب نمی تونه ذره ای حس کنه این سفر تونسته مثلا درک بهتر و عمیق تری در پای نسبت به خداوند ایجاد کنه و یا حتی تاثیری بر زندگی پای فعلی بذاره ؛ در حقیقت تاکید بر ایجاد باور به خدا حداقل توی زندگی شخصی پای بزرگ شده ملموس نیست حتی چه بسا پایِ قبل از سفر انسان بهتری بود ؛ از طرف دیگه نحوه وقوع سفر و در مرتبه بالاتر خود وقوع سفر ، یه حس شک و دوگانگی رو به لحاظ واقعی یا غیرواقعی بودنشون در مخاطب ایجاد می کنن.

  به قول این وبلاگ که تحلیل جامعی راجع به زندگی پای ارائه داده ،" هر دو داستان به همون اندازه که واقعین، می تونن غیر واقعی هم باشن. یعنی هیچکس نمی تونه به درستی، راستی و یا ناراستی هیچ کدوم از داستان ها را تایید کنه ؛ پس در چنین شرایطی باید به قلبتون مراجعه کنید و داستانی رو که به نظرتان زیباتر و دوست داشتنی تره انتخاب کنید . در مورد خدا هم ماجرا به همین منواله ؛ یعنی درمورد خداوند تعابیر و تعاریف مختلفی در ادیان مختلف وجود داره ، اما مشخص نیست که کدوم حقیقی و کدوم دروغه ؛ پس باید خدایی را پذیرفت که بیشتر اون رو دوست دارید و به آن متمایلید ، حال این خدا واحد باشه ، یا گروهی از خدایان باشن ! فرقی نمی کنه ، شاید هم خدایانی که طبق گفته پای، سالیان سال برای اون حکم ابر قهرمان رو داشتن! مد نظر باشه ."




در مجموع زندگی پای اگر چه در ظاهر در بخش پایانی مشکلات فیلمنامه ای و در باطن مشکلات و حتی انحرافات پیچیده ای داره ولی فیلم بسیار خوبیه چراکه حتی اگه کمی جدی هم به قضیه نگاه کنیم اما بازهم نمی شه تاثیر شگرفی که فیلم حداقل به لحاظ بصری می ذاره رو نادیده گرفت و دوستش نداشت .