X
تبلیغات
رایتل

G.I.Joe: Retaliation


نقد و بررسی فیلم

جی.آی.جو: تـلافـی      G.I.Joe: Retaliation

 


قسمت اول جی.آی.جو با پسوند خیزش کبرا سعی کرده بود چه به لحاظ اکشن و چه به لحاظ داستانی ، با آثار معمول اکشن تفاوت قابل ملاحظه ای داشته باشه ، با اینکه قسمت اول نکات مثبت و ایده های خلاقانه ای مثل کاراکتر بدمن اصلیش، کاراکتر خاص چشمان مار ( به ویژه با اون ماسک و استایل دوست داشتنیش ) و سکانس تعقیب و گریز تو پاریس رو داشت ولی در حد و اندازه های یه بلاک باستر درجه یک و خیلی موفق نشد چرا که علاوه بر جذاب بودن ، تلاش کرده بود بزرگ باشه اما سطحی نگری ها و تا اندازه ای بد سلیقگی هایی داشت که باعث شد نتیجه کار چندان جدی و تاثیرگذار از آب درنیاد ؛ با این حال به دلیل داشتن قابلیت برای ادامه پیدا کردن داستان و البته فروشی نسبتا قابل قبول ، قسمت دومی روی کار اومد که در ابتدا قرار بود سال گذشته به اکران دربیاد و حالا می شه گفت با هوشمندی اکرانش به امسال موکول شد .

جی.آی.جو: تلافی ، که در ابتدا قرار بودG.I.Joe:Cobra Strikes  نام بگیره ، همچنان خیلی از طرف منتقدین تحویل گرفته نشده اما با کاهش هزینه 45 میلیون دلاری نسبت به قسمت اول و افزایش فروش 70 میلیون دلاری ، تونسته در گام اول از خیزش کبرا پیشی بگیره اما معایبی داره که می شه تا حدی حق رو به منتقدان داد .

کاراکترهای اصلی قسمت اول اکثرا با فلش بک هایی تعریف شدن و یه وجه درام قابل قبول برای اونها ایجاد شد ؛ تلافی حالا برعکس قسمت اول ، ظاهرا به خاطر قسمت دوم بودن دیگه چندان روی پردازش کاراکترها کار نکرده ، در حالی که بیشتر کاراکترهای این قسمت مخصوصا در گروه جو جدیدن . با اینکه این کاراکترهای جدید ، جذابن و مخاطب به راحتی با اونها همراه می شه اما واقعیت اینه که نکته ی خاص و ویژه ای برای هیچ کدومشون وجود نداره و نهایتا یه نیمچه داستانیه که جِی ( آدریان پالیکی ) و رود بلاک ( دواین جانسون ) در مورد گذشتشون تعریف می کنن و برعکس قسمت اول چندان مجالی برای خود کاراکترها نیست .

یکی از مهم ترین کارکترهای قسمت قبل که در این گروه مونده بود یعنی دوکـ ـه (چَنینگ تِیتِم) ؛ از طرفی بعد از تست نمایشی این فیلم بنابه درخواست تماشاچیان ، سکانس های بین دوک و رود بلاک بیشتر شد . حضور دوک در تلافی بیشتر از اونکه در فیلمنامه و روندش موثر باشه ، میزان طنز فیلم رو افزایش داده که چندان جالب هم در نیومده اما از اونجایی که دوک در یک سوم ابتدایی می میره ، می شه به نوعی این سکانس ها رو باعث ایجاد یه پل ارتباطی بین قسمت قبل و فعلی دونست ؛ مخصوصا که بعد از مرگ دوک ، رود بلاک فرمانده گروه می شه .

در عین حال با توجه به پایان خیزش کبرا مشخص بود که زارتانِ تبدیل شده به رئیس جمهور ، اتفاقات مهمی رو رقم می زنه اما فرمانده کبرا ، بدمن اصلی و پایه فیلم قبلی بود ، در حالیکه اون در این قسمت بیشتر حضور فرامتنی داره تا اینه که واقعا موثر باشه .

اما داستان اصلی فیلم یعنی نابودی دنیا که در قسمت اول تا نابودی برج ایفل پیش رفت ، در تلافی کاملا رنگ و بوی جدی تر و البته به مراتب سیاسی تری پیدا کرده و در عین حال یکی از خیره کننده ترین سکانس های سینمای اکشن 2013 رو رقم زده ، سکانسی که مرکز لندن به سبک و سیاق فیلم 2012 نابود می شه . برعکس سکانس فروریختن برج ایفل که از نزدیک و در کنار انسان ها اتفاق افتاد ، ویرانی لندن صرفا از نمای دور گرفته شده و زمان به مراتب کوتاه تری رو هم در برمی گیره . اگرچه به خاطر وسعت خرابی ، شاید همون بهتر که نمای دوربین به واقعه نزدیک نیست و علنا هیچ انسانی دیده نمی شه ؛ چراکه این قبیل سکانس ها ، علنا گستاخی سینمای هالیوود رو نشون می ده ، برای نابودی هرکجا از جهان که تصور کنه.



به عنوان مقایسه بین این دو فیلم باید بگم ، به طور کلی خیزش کبرا ریزه کاری ها و نوآوری هایی داشت که در تلافی وجود نداره اما تلافی ، مسیر متفاوتی رو طی کرده و تقاوت های قابل توجهی با خیزش کبرا داره . در حقیقت تلافی تماشاگر پسندتره و چیدمان مناسب و متعدد سکانس های اکشنش مجالی برای از ریتم افتادن نمی ذاره . می شه گفت جان ام.چو در اولین تجربه کارگردانی اکشن ، از تمام امکاناتی که در اختیارش بوده استفاده به جا و مناسبی کرده و درمورد همه ی کاراکترها انصاف رو رعایت کرده چراکه همه اونها به خوبی در سکانس های اکشن خودنمایی می کنن .

برای فیلمی که تا دو قسمت توفیقاتی رو کسب کرده و بدمن اصلیش هم هنوز زنده است بی شک نمی شه تصوری جز ادامه پیدا کردن داستان داشت اگرچه بعید نیست که تهیه کنندگان اینبار هم مثل قسمت قبل با آرامش به سراغ قسمت بعدی برن.