X
تبلیغات
رایتل

The Purge پاکسازی




فقط 12 ساعت ، برای برداشته شدن نقاب ها لازم بود

نقد و بررسی فیلم

پاکسازی  The Purge


پاکسازی از اون دست آثاریه که در گام اول از فیلمهای هم ژانر خودش متمایزه چرا که این روزها ، به ندرت فیلمی ترسناک با ایده ای متفاوت و قوی عرضه می شه و همین ایده در کنار پیش نمایشی جذاب و البته بودجه ناچیز 3 میلیون دلاری ، باعث شد که پاکسازی حدودا 28 برابر هزینش درآمد داشته باشه تا در کنار آثار مشابهی مثل اره و فعالیتهای ماوراء الطبیعه قرار بگیره و برای افزایش این شباهت ، قراره قسمت دومی هم داشته باشه ؛ اگر چه به لحاظ کیفی و ماندگاری چندان نسبتی با اونها نخواهد داشت .

 با اینکه نوشته های ابتدایی پاکسازی شبیه به جملاتی است که در بعضی آثار اکشن و ترسناک دیده شده اما وضعیت فعلی فیلم معکوسه و ظاهرا  هر ساله فقط بجز 12 ساعت  ناقابل، همه چی در جامعه خوبه . متاسفانه ضعفی که از همون چند دقیقه ابتدایی جلب توجه می کنه ، فیلمبرداری دوربین رو دست زائد و کارگردانی غیرحرفه ای اثره ؛ حتی علاوه بر این ، معدود پلان های ظاهرا تنش زا و غافلگیرکننده که به سبک و سیاق معمول این گونه آثار وجود داره ، به قدری مبتدیانه کار شده که تفاوتی در بودن یا نبودن اونها وجود نداره چراکه هیچ حسی رو ایجاد نمی کنن ،  جدا از این مشکلات ، ایرادات و کمبودهای زیادی هم در فیلمنامه وجود داره .

قطعا بی خاصیت ترین کاراکتر فیلم هنریـه (دوست پسر زوئی ) که یه سری سکانس دونفره زائد هم با زوئی دارن اما خوشبختانه با حرکت احمقانه ای که این کاراکتر در یک سوم ابتدایی انجام می ده از فیلم حذف می شه . در عین حال، جدا از اینکه هیچ کدوم از 4 عضو خانواده ساندین نکته ارزشمندی و برجسته ای ندارن ، بدمنهای فیلم و اون فرد سیاهپوست هم صرفا کارکرد هیجانی پیدا می کنن و هیچ وجه شخصی و ویژه ای برای اونها هم نوشته نشده تا جایی که یکی از مهم ترین نکاتی که به نظرم جیمز موناکو (نویسنده و کارگردان) قصد ارائش رو داده و در تیتر هم بهش اشاره کردم ، به شکلی از آب دراومده که کسی بهش توجه نکرده و پوستر و پیش نمایش پاکسازی ، کم وبیش فیلم غریبه ها Strangers رو تداعی می کرد .

سال قبل اِتان هوک  )جمیز ساندرین ) فیلمِ شوم Sinister رو در اکران داشت که انصافا هم اثر ترسناکی بود و تا یک ساعت ابتدایی یه کار متفاوت و جذاب ولی نیم ساعت پایانیش ، به قدری داستان تنزل پیدا کرد که کل فیلم رو زیر سوال برد ، حالا یه جورایی این قضیه در پاکسازی به شکلی برعکس اتفاق افتاده . یک ساعت ابتدایی پاکسازی با فیلمنامه و کارگردانی ضعیف خودش کمتر مخاطبی رو راضی می کنه و صرفا ایده فیلم و اتفاقاتی که در ادامه انتظارش کشیده می شه ، مخاطب رو همراه می کنه اما نیم ساعت پایانی اگر چه همچنان در حد یه اثر دلهره آور درجه یک نیست اما با وارد شدن اکشن های به شدت جذاب ِتن به تن و خونین به همراه تعلیق و غالفلگیری های نصفه و نیمه ای که رخ می ده تا اندازه ای قابل قبول ، مخاطب رو راضی می کنه و اگر چه نه جدی اما تلنگر کوچکی همبه وضعیت اجتماعی ترسیم شدش می زنه و دقیقا در پایانی ترین لحظه ، شاید بشه گفت حرفه ای ترین پلانِ فیلم دیده می شه .