X
تبلیغات
رایتل

Need For Speed نید فور اسپید

 

Need For A Better Film


 Need For Speed


 

ساخته شدن فیلمی سینمایی بر اساس یه ویدئو گیم و یا بالعکس ، در اکثر مواقع به مورد چشمگیری برای هیچ کدوم از این دو صنعت تبدیل نشده اما وجود عناوین جذاب و ظرفیتهای بالقوه موجود به ویژه در بخش سینما ، هنوز هم اشتیاق طرفدران رو چندان کم نکرده ، نید فور اسپید یکی از همون عناوینه که طرفدارانش ( از جمله خودم ) از شنیدن ساخته شدنش خوشحال شدن . حالا این فیلم در سالی عرضه شده که به یمن اکران نشدن عنوان مهم سریع و آتشین ، فرصت دو چندانی برای خودنمایی پیدا کرده . سازندگان اون  تلاش کردن اثری مهیج و قابل قبول رو ارائه کنن ، نتیجه تلاش اونها انصافا نه تنها خسته کننده نیست بلکه سرگرم کنندست اما در حدی که صرفا جای خالی یه اکشن ماشینی قابل توجه رو پر کنه و نباید انتظار داشت که فیلم ساخته شده، بتونه نگاه جدیدی به این عنوان برجسته اضافه کنه و یا حتی تصمیم و اشتیاق جدی بر ساخت ادامه ای بر اون رو به وجود بیاره  .

نید فور اسپید همون طرح داستانی جواب داده و ساده رقابت دو راننده حرفه ای و انتقام گیری اونها رو به عنوان هسته قصه خودش در نظر گرفته ، همون چیزی که به نوعی در اثر سال گذشته یعنی Rush دیدیم البته با تفاوتهایی غیرقابل مقایسه . علاوه بر کاراکتر اصلی چند نفری هم به عنوان اعضای گروهش در نظر گرفته شدن که تا آخر فیلم هم شناخت درست حسابی از اونها صورت نمی گیره ، به ویژه کاراکتر فین که با حرکت ظاهرا بامزه ای که در خروج از شرکت انجام می ده ، در لحظه به فیلم گند می زنه ؛ در بینِ این سه کاراکتر ، جذاب ترینشون احتمالا مَوریکـه که بار طنز فیلم رو به دوش می کشه ولی طنزی که اون به به زبون میاره  یا حرکاتی که انجام می ده بیشتر به لودگی نزدیکه . دو تا کاراکتر زن هم به شکلی قابل پیش بینی در فیلمنامه گنجونده شدن ، یکی که قبلا با قهرمان قصه رابطه داشته و بعد از نیمه های فیلم تقریبا حذف می شه و جز در یک سکانس در اواخر فیلم ، کارکرد دیگه ای پیدا نمی کنه و کاراکتر مونث اصلی که یار و همراه توبی مارشال ( آرون پُل ) می شه اگرچه جذابیت ظاهریش خیلی به نقشش سرایت نکرده و اما آرون پلی که بد بازی نکرده ولی شاید کمی سخت بشه به عنوان برگ برنده یه فیلم به حسابش آورد . چیز دیگه ای که احتیاجه ، وجود یه کاراکتر بدمنـه که به عهده دامینیک کوآپر گذاشته شده ؛ کوآپر بازیگر خوبیه و در فیلم بدل شیطان این رو ثابت کرد ، با این حال از ظرفیتهاش کمتر استفاده می شه تا حدی که احتمالا مخاطب ترجیح می ده در اکثر مواقع اون رو داخل خودروهای فریبندش ببینه .



نید فور اسپید فردی به نام اسکات واه رو به عنوان کارگردان در اختیار داره که دارای سابقه طولانی در بدلکاری فیلمهای اکشن و غیراکشنه . سکانس اکشن ابتدایی اگرچه چیزی بیشتر از یه سکانس معمولی نیست اما رفته رفته این بخشِ مهم ، جذاب تر و مهیج تر به پیش میره تا سکانس مسابقه خودردوهای کوئنیگ زِگ آگرا ، سکانسی که نقطه عطفی در داستان نحیف فیلم ایجاد می کنه و در عین حال آدرنالین مخاطبها رو به خوبی تحریک می کنه چراکه به قدری لذت بخش هست که بشه چندین بار تماشاش کرد .

بعد از خودنمایی هایی که فورد موستانگ درطول فیلم انجام میده ، تمام انتظار مخاطب به نقطه اوج و سکانس پایانی میرسه، جایی که 6 تا از برترین خودردوهایی که حتی دیدنشون از نزدیک برای خیلی ها آرزوست با هم به رقابت می پردازن ، ماجراها و فضای این سکانس بیش از هر چیز مخاطب رو به یاد بازی Hot Persuit از همین سری نید فور اسپید میندازه ( فقط کافیه پیش نمایش اون بازی رو ببینید تا بیشتر متوجه شباهتها بشید ) . گیرایی این سکانس پایانی رو خصوصا به خاطر این گردهمایی شکوهمند نمی شه انکار کرد ، اما به نظر میاد استفاده کافی از تمام ظرفیتها صورت نگرفته و دقیقا همون پاشنه آشیل بقیه آثار مشابه ،  به این فیلم هم سرایت کرده و اگه روند پیش افتاده فیلمنامه رو هم فاکتور بگیریم ، نید فور اسپید علی رغم لحظات نسبتا خوبی که در سکانسهای اکشن و گاها در لحظات دیگش ایجاد می کنه ، اما وقتی به پایان می رسه ، هیچ نکته جدی و تاثیرگذاری در اون وجود نداره و محتوای انسانی مدنظرش هم با به خطر انداختن جون انسان های دیگه به خاطر هدفی شخصی سنخیتی نداره و در نهایت به اثری بیشتر از متوسط تبدیل نمی شه .



نکته حاشیه ای :

تمام خودروهایی که در مسابقه نهایی به کار گرفته شدن ، نسخه های بدل بودن ، تمامی این خودروها به صورتی کاملا مشابه از روی نمونه های اصلی ساخته شده بودن و انجام این کار برای گروه ، به لحاظ اقتصادی فوق العاده به صرفه بوده .