|
سایت جامع نقد فیلم هالیوودی In a World of 1s & 0s , Are You a Zero , or The One
| ||||||
|
راستش یه جورایی انقدر از این فیلم بد گفتند ، زمانی که چند دقیقه ابتدایی فیلم رو داشتم می دیدم می گفتم کاش اصلا به سراغش نمی رفتم اما در طول اثر نظرم عوض شد . بدون تعارف نیم ساعت اول خیلی کسل کننده و بد کار شده و حتی شاید بخواید بی خیال دیدنش بشید مخصوصا با اون تکون های الکی دوربین اماکم کم که وارد جنگ می شه ، درگیرکننده و جذاب می شه . متاسفانه به دلیل ضعف فیلمنامه در ابتدای کار که به نوعی قراره کاراکترهای اصلی تاحدی شناخته بشن چندان خوب نشده و تنها ، کاراکتر اصلی که حضورش تراز بالاتری به این فیلم داده ؛ ارون اکهارت در نقش سرجوخه نایتزه که بیشتر از بقیه به مخاطب نزدیک می شه البته بقیه کاراکترها آنچنان بد نیستند مخصوصا در صحنه های جنگ اما فکر نمی کنم بعد از اتمام فیلم شخصیتها رو بیاد بیارید یا چندان تاثیرگذار باشن که تاثیر خاصی روی شما گذاشته باشن . صحنه های جنگی فیلم به کمک جلوه های ویژه میدانی و توامان جلوه های بصری ( جلوه های ویژه کامپیوتری ) خیلی خوب و قشنگ در اومده و فیلم تاحدی جذاب می شه که 1 ساعت بعدی خیلی سریع می گذره . البته به شخصه دوست داشتم جنگ فیلم به لحاظ وسعت واقعا بزرگ تر از این حرفها باشه . دشمن ها این بار موجودات فضایی اند و خوب در هر فیلمی بنابه درخواست کارگردان و بقیه عوامل ، موجودات فضایی شکل مخصوص خودش رو داره و تو این فیلم با این که به لحاظ کلی قابل قبول اند اما در ظاهر بیشتر به آدم آهنی شبیه اند . در مجموع ، نه با یه کاره ضعیف و ناامیدکننده طرفیم و نه با یه کاره خیلی قشنگ و متفاوت بلکه در کل فیلم قابل قبولی بود که دیدنش بهتر از ندیدنشه . اگه از این فیلم خوشتون اومد و هنوز فیلم جنگ دنیاهای ( War of the Worlds ) استیون اسپیلبرگ رو ندیدید حتما از دستش ندید ؛ یه کاره خیلی جذاب و قشنگه .
[ یکشنبه 6 شهریور ماه سال 1390 ] [ 2:26 PM ] [ مجتبی بهره مند ]
یک درام ورزشی بی نظیر ما توی سینما ژانری داریم تحت عنوان Sport که بهترین فیلمهای این ژانر مطعوف به ورزش بوکسه و به نظر خیلی از منتقدین و جامعه سینما بهترین فیلم این ژانر ، گاو خشمگین اسکورسیزیه ( البته من اون فیلم رو ندیدم ) اما این فیلم نشون می ده که چه طور می شه فیلمی در مورد بوکس و ورزش ساخت ولی از خانواده صحبت کرد و به نظرم مبارز می تونه یکی از بهترین فیلمهای ورزشی تاریخ باشه . اینجا ما با شخصیتها به صورت جدا طرف نیستیم بلکه هر کدوم از شخصیتها یک عضوی از خانوادست که بدون اون, شخصیت اصلی که خانوادست ناقص می مونه فیلمنامه واقعا عالی نوشته شده چون واقعا کامل و دقیقه و به شدت روی تک تک سکانس ها و سیر منطق رواییش کار شده و با اینکه ساختار روایی متفاوتی نداره اما تحسن برانگیزه و در عین حال متفاوت از بقیه آثار امساله و ورزش رو در درون این شخصیتها و جایگاهش رو خیلی خوب خلق کرده . با این که با یه کاره 110 دقیقه ای طرفیم اما بدون تعارف فیلم اصلا از ریتم نمی افته و فوق العاده درگیر کننده و جذابه و به بهترین شکل هم تموم می شه . حتی دوربین در جاهایی همگام با فیلم فعال و پرجنب و جوش می شه و شما رو بیشتر به درون عمق فیلم می بره و یا اون حرکت استثنایی دوربین در دقایق ابتدایی و دورخیز سریع دوربین از دیکی و میکی . بازی ها خیلی عالیه مخصوصا کریستین بیل که اسکار بهترین نقش مکمل رو برد و حقش هم بود و واقعا خودش رو در نقش رها کرده و هرچه قدر فیلم جلوتر می ره این رو بیشتر متوجه می شید یا مارک والبرگ هم تو این فیلم توانایی هاش رو خیلی خوب نشون می ده و نکته جالب این که اول مراسم اسکار " جمیز فرانکو " می گه یکی از نامزدهاست ولی او در بین نامزدها نبود ؛ البته در کنار اونها کاراکتر مادر با بازی ملیسا لئو که او هم اسکار بهترین بازیگر زن مکمل رو برد خیلی عالی بود . در کنار این شخصیت ها امی ادامز در نقش معشوقه میکی هم بازی عالی رو به نمایش رو گذاشت و او هم در این فیلم دوست داشتنی بود البته به نظرم به لحاظ فیلم نامه ای یه مشکلات کوچکی در شخصیتش داشت و به نوعی رفتارها و یا قهر و آشتی هاش کمی زیادی بود و برعکس بقیه نه این که باورپذیر نباشه اما می تونست منطقی تر هم باشه . البته من دیکی و میکی رو چه به لحاظ بازی , شخصیت پردازی و خود بازیگرهاش به بقیه ترجیه می دم چون واقعا فوق العاده بودند . در کل با این که چند تن از بازیگرای معروف هالیوودی تو این کار هستند اما هدایت درست اونها و شخصیت پردازی های عالی باعث شده اون ها همون چیزی بشن که باید باشن . یه نکته مهم در هر فیلم ، فراز و فرودهای شخصیتها ست که توی این فیلم باز هم واقعا عالی کار شده ؛ مثلا نگاه کنید به سیر تغییر دیکی و چون دغدغه دیکی و میکی دغدغه ما هم شده کاملا تحت تاثیر قرار می گیریم و این چیزی که می گم رو مخصوصا در اون مبارزه پایانی و اتفاقات بعدش کاملا درک می کنید ؛ واقعا خودتون رو جزئی از فیلم می دونید . صحنه های مبارزه در رینگ برای این فیلم کاملا اندازه به نظر می رسه و شاید تنها یک ششم زمان فیلم در رینگ باشه که انصافا خیلی خوب و دقیق کارشده و باورپذیر و تعلیق داره و این قدرت کارگردان یعنی دیوید ا . راسل رو می رسونه البته صحنه های رینگ فیلم بیشتر در مجموع و تحت کلیت اثر خوبه وگرنه قطعا شاید برعکس گاوخشمگین یا راکی ، بهترین صحنه های فیلم ، صحنه های بوکس در رینگ نیست و به نظرم همین مساله باعث شده بعضی منتقدها خیلی به فیلم روی خوش نشون ندن ؛ مثلا یکی از بهترین قسمت های فیلم زمانیه که دیکی از زندان برمی گرده و به باشگاه محل تمرینشون می ره و میکی می گه نمی تونم با تو تمرین کنم و بعد اون مشاجره 4 نفره بین اعضای خانواده که خیلی تاثیرگذار و گیرا از آب دراومده . باید بگم که خیلی از دیدن این فیلم لذت بردم و چون علاقه ی زیادی به فیلم و سینما دارم بعد از دیدن یه اثری انقدر زیبا واقعا حال خوبی پیدا کردم . ادامه مطلب [ یکشنبه 30 مرداد ماه سال 1390 ] [ 2:20 PM ] [ مجتبی بهره مند ]
با توجه به تعریفها و رتبه ی خوبی که این فیلم گرفته ، فکر می کردم فیلم کمدی خوب و ظربفی باشه البته هر کس سلیقه ای داره ولی کاره آنچنان خوبی نبود . فیلم در ردیف کارهایی مثل امریکن پای قرار می گیره البته نه به اون گستاخی و زشتی و با اینکه اصلا فیلم مستهجنی نیست ولی در حد خودش نکات منفی داره . بذارید اول از کیفیت خود فیلم بگم : شروع خوبی برای این کار در نظر گرفته شده و حتی نوع قرار گرفتن اسم ها و ورود شخصیت اصلی به فیلم جالبه اما فیلم با محدود کردن داستانش به یه سری اتفاقات و نه سیر داستانی درست ، چندان راه به جایی نمی بره . به نظرم شخصیت اول ، از ابتدا تا پایان فیلم مسیر خاصی که بشه تحت عنوان یه داستان براش تعریف کرد , سپری نکرد حتی بقیه افراد که وضعشون بدتره یعنی به لحاظ فیلمنامه نویسی شاید این کار برای نوجوون ها جالب باشه به لحاظ جنسی بودن موضوع , نقش اول فیلم یه دختر جذابه ، فضای جذاب و رنگارنگ یا اتفاقات ظاهرا جالب و یا یکی دو تا تیپ خوب مثل ماریان ( دختره معتقد فیلم ) اما فیلم اگه واقعا تونسته باشه شخصیتی خلق کرده باشه واقعا اون ها رو از جایی به جایی نمی رسونه و این نکته منفی خیلی مهمیه و یا گسترش دادن اون شایعه توسط خود " الیو " باعث ایجاد این فیلم و بسط الکی داستان شد وگرنه اصلا منطقی نبود .حتی واژه هایی مثل باکره و فاحشه به کرات توی فیلم استفاده می شه و اغلب باعث بیشتر شدن دیالوگها شده. در عین حال همون طور که گفتم به نوعی شبیه کارهایی مثل امریکن پایه که نوجوونها هرطور که دوست دارند می تون مسائل جنسیشون رو برطرف کنند ؛ با اینکه چندجا ماریان دیالوگهای خوبی می گه اما واقعا این دیالوگها نسبت به کل فیلم بیشتر به یه شوخی شبیهه مثلا تو این جور فیلمها پدر و مادرها همیشه در حاشین و حتی توی این کار وضعیت پدر و مادر دختره خیلی بدتر از فیلمهای هم ردیفشه و یا بحث همجنس بازی ،که قراره مخاطب با دیدن اون بخش های پایانی مثلا حالا که داره واقعا اون شخصیت ( براندون ) رو می بینه لبخند بزنه . البته قسمت هایی که نشون میداد یه شایعه جدید توی دبیرستان پخش می شدخیلی خوب کار شده بود و در لحظه خیلی به فیلم کمک می کرد . در کل با این که به هیچ وجه کاره بد یا ضعیفی نبود اما واقعا ارمغان تازه ای هم در چنته نداشت [ سه شنبه 25 مرداد ماه سال 1390 ] [ 1:47 PM ] [ مجتبی بهره مند ]
زک اسنایدر این بار ژانر انیمیشن رو تجربه کرده و خیلی تلاش کرده یه کاره متفاوت بسازه . هم ، چون در پوستر این کار نوشته بود از استودیویی که برای شما " پاهای شاد " رو به ارمغان اورده ( پاهای شاد کارتون محبوب منه ) و هم چون اون تکه ای که سورن ( شخصیت اصلی همین فیلم ) در پیش نمایش این کار ، داشت در بین بارون حرکت می کرد ؛ که خیلی استثنایی بود رو دیدم ترغیب شدم که تماشاش کنم . به همین تصویری که گذاشتم دقت کنید . فیلم خوب شروع می شه و حتی برای شرکت وارنر برادرز ، متفاوت ؛ پدر سورن در بین آرم شرکت های سازنده و اسم خود فیلم به زیبایی حرکت می کنه و در ادامش داستان فیلم شروع می شه . فیلم افسانه نگهبانان شاید تنها انیمیشن نسبتا کودکانه و "حماسی" تاریخ باشه ؛ تا حالا ندیده بودم ( حداقل توی دهه ای که گذشت ) توی یه همچین کارهایی انقدر صحنه های بصری زیبا وجود داشته باشه مثل اون جاهایی که سورن در بارون یا آتش با اون اسلوموشن های کاملا به جا و با اون جلوه های بصری فوق العاده در حال حرکته که واقعا خیلی تاثیرگذار و عالی شده و عاشق اون دو سکانس شدم اگرچه اسلوموشن ها در جاهایی دیگه هم وجود داره که تقریبا نصفش اضافست و بعضی جاها الکی صحنه آهسته شده . کار از نظر بصری همون طور که می شد حدس زد خیلی عالیه و طراحی شخصیتها خیلی دقیق و طبیعی کار شده اگر چه رنگ سیاهی که در بیشتر جاها سیطره خاصی بر تصویر داره شاید محیط رو خیلی جذاب مخصوصا برای افراد کم سن وسال جلوه نده . نکته دیگه این که ؛ در انیمیشنهای مختلف حداقل یکی از این دو موردی که ذکر می کنم واجبه : شوخی و موسیقی . تا به حال سعی شده در انیمیشنهایی که چه برای صرف کودکان و حتی توامان برای کودکان و بزرگترهاست یا از شوخی های جالب و شخصیتهای خنده دار و بامزه استفاده شه یا از اهنگ های جذاب و متناسب . البته بعد هیجان هم جزء بخش های جدانشدنی انیمیشن ها شده که در افسانه های نگهبانان هم در سطح قابل قبولی وجود داره . در این کار تقریبا دو مورد اول مورد وجود نداره و من فکر می کنم به دلیل عدم اشنایی اسنایدر به این سبک ، کمبود همین چیزهایی برای جذابتر شدن این کار حس می شه مثلا شخصیت جوجه تیغی صرفا با اون یه دیالوگ " من پیش بینی می کردم " که نمی تونه کار رو در کل جذابتر کنه و یا اون دو شخصیت " توایلات" و " دیگر " که صرفا یکی دو جا خوبند . با این که چند جا موزیک به کمک تصاویر میاد مثل اون اسلوموشنها که انصافا هم خیلی خوبه اما فیلم تاکید خاصی بر موسیقی نداره و موسیقی اون صحنه های استثنایی ذکرشده به هیچ وجه برای کودک قابل درک نیست ؛ البته افسانه های نگهبانان به خاطر نبود این عناصر نمی شه گفت ضربه دیده بلکه به نظرم با جدی گرفتن این عناصر می تونست اثر جذابتر و حتی پرفروش تری هم بشه . رو دیالوگها کار شده و خوبه اما همین دیالوگه یه جاهایی خوبه و هم یه جاهایی بده از این نظر که برای یه کودک خیلی بزرگسالانه به نظر میاد و انگار مثلا داره ارباب حلقه ها رو نگاه می کنه نه یه کاره انیمیشن چون این کار شاید برای من جذاب باشه ولی قطعا مفهومش برای بچه هاست وگرنه قرار نیست با دیالوگها از نظر معنا و عمق من بزرگسال رو تحت تاثیر قرار بده . به هر حال این فیلم نسبت به اثر ذاتا خضعبل 300 و فیلم بی معنای مشت کوبنده اثر بهتریه چون حداقل یه مفهوم خوبی داره اگر چه قبلا به نوعی بازگوشده البته مراقبین مثل اون دو فیلم ذکر شده نیست و در نقد ساکرپانچ هم گفتم ؛ برخی جذابیت های فوق العاده مانند شخصیت رورشاک و یا انیمیشنی که در اون کار وجود داره اما بیشتر یه فیلم ضدمفهومه تا عمیق و مفهومی . شخصیت سورن تا حدی شبیه به مامبل پاهای شاده با این تفاوت که عمق شخصیت مامبل رو نداره . ( مامبل شخصیت اصلی انیمیشن پاهای شاده ) زمان دقیق فیلم 88 دقیقست و فیلم ریتم خیلی سریعی هم داره و همین باعث کشش بیشتر و عدم خستگی و بالارفتن کیفیت کار هم شده . یه بحث دیگه که وجود داره اینه که فکر نمی کنم جغدها در عالم واقعیت ، انقدر پرنده های قوی و پرسرعتی باشن و این نحوه پرواز با توجه به چیزهایی که دیدم بیشتر به پرنده هایی مانند عقاب میاد البته این مشکل مهمی نیست و بیشتر می خواستم از لحاظ منطقی بهش نگاه بشه . در کل افسانه های نگهبانان با عنوان اضافه جغدهای گاهول یه انیمیشن راضی کننده بود و همون طور که گفتم یه کاره نسبتا کودکانه و نسبتا بزرگسالانه بود و تمرکز فیلم بر یکی از این دو وجه صرفا می تونست اثر رو شاخص تر بکنه نه اینکه فکر کنید باعث عدم تعادل کار شده . با این که می شه ادامه ای بر این فیلم ساخت اما بعید می دونم چه خود شرکت وارنر بردارز و چه خود اسنایدر ، خودشون رو درگیر ادامه این کار بکنند . اسنایدر که فعلا به یمن حمایت وارنر برادرز خوش به حالشه و در حال ساخت فیلم جدید سوپر من با عنوان مرد آهنی هستش که زمان اکرانش به دلیل عدم تداخل با قسمت اول پروژه بزرگ هابیت ، از اواخر سال 2012 به اوایل سال 2013 تغییر پیدا کرد .
[ جمعه 21 مرداد ماه سال 1390 ] [ 5:10 PM ] [ مجتبی بهره مند ]
|
||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||