X
تبلیغات
رایتل

Boyka:Undisputed


یک مبارزه جذاب انسانی



ناجی گری مردان برای زنان چه در قامت پیرنگ اصلی و یا مکمل یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین داستان ها از دیرباز بوده که توامان در داستان های کودکان و حتی آثار جدی سینما بروز پیدا کرده و بالطبع به دلیل همین محبوبیت گاها این موضوع با چاشنی اکشن هم روبه رو شده . حالا در چهارمین قسمت مجموعه شکست ناپذیر که بیش از هر چیزی من رو یاد فیلم بوسه اژدها محصول سال ۲۰۰۱ می اندازه ، مخاطب با همین طرح موضوعی تکراری طرفه اما لزوما بازگویی یک داستان اون هم بدون پیچیدگی و غافلگیری دلیل بر عدم جذابیت و ناامیدکننده بودن اون نیست چراکه در اینجا همین کاراکترهای پیش از این بارها تعریف شده و دیالوگ های ظاهرا معمولی و محدود ، برخلاف انتظار و در عین سادگی ، مخاطب رو درگیر می کنه.

...

...

 یوری بویکا  از کاراکتری که می تونست صرفا حضوری تیپیکال در حد یک قسمت از اثری معمولی بر پایه هنرهای رزمی داشته باشه مانند اونچه که در قسمت اول رخ داد ، به فراتر از اینها تبدیل شد چراکه شروع و تقابل جذابی برای اون در قسمت اول رقم خورد و به عنوان یک فرد قدرتمند با حرکات گاها فوق العاده معرفی شد و در ادامه از کاراکتر مکمل به کاراکتر اصلی ارتقا پیدا کرد و با تحولی که براش رقم خورد و افت و خیزهایی که در مبارزات داشت ، داستانش به خوبی ادامه پیدا کرد و حالا در این قسمت کم و بیش پخته شد.

...

...

در کنار این موارد ، ویژگی های اصلی سری شکست ناپذیر در نحوه نمایش مبارزات در قسمت های دوم و سوم علیرغم تعویض کارگردان به این قسمت هم منتقل شده و همونقدر که فیلم رو به سری های قبلی خودش وابسته کرده از بخش های پیشین به دلیل نوع طرح داستانی فاصله گرفته و حتی در این قسمت پیشرفت مبارزات جدا از وجهه پیروزی شخصی برای خود بویکا ، یک مفهوم بزرگ تر و ارزشمند تر رو یدک می کشه چراکه این ناجی گری جدا از کمک به آزادی یک نفر، تحولی در مسیر زندگی هر دو طرف و به طور کلی یک سیستم رو پدید می آره.

...

...

برخلاف قسمت های قبلی ، شکست ناپذیر ۴ حتی در خارج از رینگ مبارزه هم همچنان برای مخاطب جذاب و با اهمیته ؛ در این قسمت کاراکتر آلما (تئودورا دوهونیکوا) توام با ویژگی های هیجانی ، ویژگی متفاوتی رو تزریق کرده و نحوه رفتار ، صحبت و چهره اون تمام ملزومات پیش نیاز کاراکترش رو فراهم آورده و سکانس های مابین آلما و بویکا کاملا باورپذیر و مملو از احساسه بدون اینکه کلیشه ای به نظر بیاد و یا وجهی اغراق شده پیدا کنه و به شیوه ای معمول و مورد انتظار به پایان برسه.

...

...

تمام این ویژگی ها باعث شده برای نگارنده ای که قسمت های قبلی رو کم و بیش پسندیده ، این بخش چهارم فراتر از یک اثر اکشن معمول ، به فیلمی قابل قبول با اکشنی بسیار جذاب و درامی ظریف و ملموس تبدیل بشه.




آریا مووی - نقد فیلم



نقد و بررسی فیلم کوبو و دو ریسمان



بررسی اختصاصی و مختصر برخی آثار مهم سال 2016 (بخش اول)



بررسی اختصاصی و مختصر برخی آثار مهم سال 2016 (بخش دوم)


حسابدار The Accountant


نه حسابدار ، نه آدمکش



حسابدار علی رغم وجوه زیبایی شناسانه بصری هالیوودی و نگاه مشخصی که کارگردان به کلیت ماجرا داشته ، اثر چندان حساب شده ای نیست. مشکل اصلی فیلم رو در وهله اول باید در خود کاراکتر کریستین ولف با بازی بن افلک به شمار آورد ؛ با اینکه بن افلک بازی بدی ارائه نداده و حتی گاها اثرگذاره اما نوعی بلاتکلیفی در کاراکتر و ایفای نقش اون وجود داره چراکه خود فیلم نه واقعا یک آدمکش حرفه ای از کاراکتر اون ایجاد می کنه و نه واقعا یک حسابدار مثال زدنی و نه حتی چیزی بین این دو چراکه صرف ارائه نکاتی مثل تمرین و ممارست در کودکی یا هوش ریاضی ، ویژگی ها رو به کاراکترها اضافه نمی کنه و کریستین در زمانی که فیلم اکشنه صرفا یک آدمکشه و در زمان حسابداری صرفا یک حسابدار و در زمان خارج از این ها ظاهرا به جز انسانی معمولی ، ویژگی مهم تر و برجسته تری نداره .

...

...

همراه با ضعف پردازش کاراکتر اصلی ، کارکترهای مکمل و متعدد فیلم هم موفق نمی شن تا محصول نهایی رو به اثری پربارتر و با کیفیت تر تبدیل کنن ؛ در واقع همانند ماجرای اصلی خود کاراکتر کریستین که با جزئیات و فلش بک های متعددی همراهه ، فیلمنامه نویس علاقه زیادی داشته تا به مخاطب صرفا اطلاعات بده بدون اینکه همذات پنداری و لزوم و نحوه ارائه این اطلاعات مدنظر باشه و سایر کاراکترها که صرفا با بهانه تراشی های نویسنده به ماجرای کاراکتر اصلی اضافه شدن ، صرفا در لحظات حضورشون در فیلم حس می شن و به لطف بازیهای قابل قبولشون به مخاطب فقط اطلاعات می دن. این نوع ایجاد رابطه و فلش بک های متعدد صرفا در یک سکانس از فیلمه که اون تجریه سینمایی و ماندگار رو پدید میاره تا جایی که به نظرم یکی از بهترین سکانس های سینمایی امساله ؛ هنگامیکه کریستین قبل از رفتن ، محو تماشای دانا قرار می گیره ، با فلش بک به موقعی همراه می شه که رفتار پدر رو بیشتر نمایان می کنه و با دیالوگ زیبای "دیر یا زود تفاوت ، آدمها رو می ترسونه "مجموعا به سکانسی اثرگذار تبدیل شده که شاید مخاطب هم مثل خود کریستین دوست نداره در اتاق بسته بشه و این سکانس به این زودی ها به اتمام برسه.

...

...

حسابدار با وجود جدیتی که عوامل برای خلق اون داشتن نه اونقدر سرگرم کنندست که دوباره هوس تماشا کردنش رو کرد و نه اونقدر متفاوت و غافلگیرکنندست که بعد از به اتمام رسیدن ، ذهن مخاطب رو درگیر کنه و بیشتر اثری متوسط با کارگردانی قابل قبول و فیلمنامه ای ناپخته است که لحظات و جزئیات گاها خوبی داره ولی حقیقتا در بخشی که بیشتر موفق عمل می کنه ، احترام و ارزشی که برای افراد دارای اوتیسم قائل می شه ؛ اصلا شاید اگه کارگردان و نویسنده حسابدار ، مستندی در مورد این افراد متفاوت می ساختن ، اثر ویژه تر و بهتری از آب در می اومد چراکه حتی وجود این ویژگی چندان برای کاراکتر باورپذیر نمی شه و ارزش محسوسی هم برای کیفیت اثر نهایی ایجاد نمی کنه .




کاپیتان آمریکا:جنگ داخلی Captain America: Civil War


جنگ کذایی!


captain-america-civil-war-2016-movie


*خطر لوث شدن داستان*


بی شک به دلیل تنوع گسترده رخدادها و کاراکترها در کمیک بوکها ، انتخاب بهترین داستان ممکن و پرداخت سینمایی اون از اهمیت به سزایی در ایجاد و بسط کاراکترها برخورداره ؛ بالاخره بعد از انتخاب های متعدد و حذف و اضافه های پیش اومده ، قسمت سوم کاپیتان آمریکا با ترکیبی بیرون اومد که توسط خود سازندگان به نام انتقام جویان۲٫۵ شناخته می شه. قسمت اول کاپیتان آمریکا گرچه به صورت مستقل چندان فیلم مهم و خوبی نبود اما برای ورود این کاراکتر به جمع ابرقهرمانان و پیوستن به انتقام جویان ، اثر قابل قبولی به شمار می رفت ولی این قسمت دوم بود که انتظارها رو از کاپیتان آمریکا به مراتب بالا برد و برادران روسو هم به عنوان یکی از بهترین و قدرتمندترین فیلمسازان در زیرژانر ابرقهرمانی ، خودشون رو به اثبات رسوندند و توانایی های اونها گرچه در قسمت سوم حفظ شده و هیچ طرفدار آثار ابرقهرمانی نباید این فیلم رو از دست بده اما قسمت سوم ، انسجام داستانی ، غافلگیرکنندگی و متقاعدکنندگی فیلم سرباز زمستان رو نداره و در انتها رضایت کامل رو پدید نمیاره.

...

civil-war-marvel-7

...

شباهت جالب و قطعا عمدی بین دو فیلم بتمن در مقابل سوپرمن و این فیلم در ایجاد تضاد بین ابرقهرمان ها و توامان کمک کننده یا نابودگر بودن اونها نکته ایه که در فیلم جنگ داخلی سریعا خودش رو بروز می ده . در اینجا برخلاف فیلم کم و بیش ناموفق زک اسنایدر ، اشارات کوتاه تر ، اثرگذارتر و هدفمندتره اما بازهم این ایده به خودی خود کم وبیش غیرقابل قبول جلوه می کنه و مقصر دونستن ابرقهرمانان در مرگ افراد در جنگی که دیگران ایجاد کردن منطقی نیست و در این بین نکته مطرح شده توسط کاراکتر ویژن در مورد رابطه مستقیم افزایش جنگها و درگیری ها توامان با افزایش قهرمانان بیش از موضوع اصلی جلب توجه می کنه . از دیدگاه دیگه ، فیلم جنگ داخلی سعی می کنه برخلاف فیلم طلوع عدالت مخاطب رو نسبت به تضاد دو ابرقهرمان داستان که پیش از اون آشنایی با اونها وجود داشته درگیر کنه تا جایی که عوامل فیلم اعلام کردن که قصد داشتن مخاطب خودش محق بودن افراد رو بسنجه و گروهِ خودش رو انتخاب کنه اگرچه با وجود این تفاسیر ، این فیلم برای کاپیتان آمریکا است و بالطبع تمایل سازندگان به جانبداری از کاپیتان آمریکا آشکاره و این نکته با انتخاب خود مخاطبین در تضاده و حتی به شکلی غیرقابل انتظار برخی مخاطبین حق رو به مردآهنی می دن که در اینجا علی رغم حفظ شوخ طبعی همیشگی ، بیش از همیشه متفکر و احساساتی جلوه می کنه .

...

captain-america-civil-war_146

...

خوشبختانه برخلاف اثرشلوغ و گاها شلخته ای مانند انتقام جویان ۲ ، برادران روسو به ارزش مادی و معنوی ! تمام کاراکترهایی که در اختیار داشتن آگاه بودن  و به همه اونها فرصت عرض اندام در حدی که از یه اثر بلاک باستری ابرقهرمانی انتظار می ره داده شده و می شه گفت در این زمینه موفق عمل کردن خصوصا که ورود شکوهمندانه ای برای کارکتر تازه وارد بلک پَنتِر یا پلنگ سیاه رقم زدن و حتی گرچه تام هالند و هیچ کس دیگه هیچ وقت به متقاعدکنندگی و جذابیت کارکتر مرد عنکبوتی با بازی توبی مگوایر نمی رسه اما تام هالند و این مرد عنکبوتی ، جذابیت های کلامی و فیزیکی مناسبی رو ارائه می دن. در کنار تمام اینها پرداخت سکانس های اکشن بازهم به شکلی مناسب و شایسته اثری بلاک باستری صورت گرفته که سعی می کنه باورپذیر و هیجان انگیز باشه به جای اینکه کل یک شهر رو نابود کنه و این قدرت در پرداخت از همون سکانس آغازین تا نقطه عطف سکانس های اکشن که مبارزه در فرودگاه است ادامه پیدا می کنه.

...

captain-america-civil-war-movie

...

مشکل اصلی کاپیتان آمریکا : جنگ داخلی در فیلمنامه اونه که سعی می کنه جدی و دغدغه مند جلوه کنه ولیکن با کمی بی رحمی ضعیف و ناکارآمده . بدمنی که همه چیز رو به هم ریخته و هدفش صرفا گرفتن انتقام خون خانوادشه و در این راه به هایدرا متوسل می شه ؛ نقطه ضعف اصلی این فیلمنامه است که برعکس قسمت قبل که از یک جریان شر و پلید رونمایی شد و انصافا هم غافلگیرکننده بود ، اینجا با بدمن با نماد شرارتی که در یک نفر بروز پیدا کرده طرفیم که به واقع خیلی هم پلید نیست و صرفا برای عشق خانواده مخاطبین رو سرکارگذاشته و موجب این جنگ کذایی شده بود و فرجام این بدمن و نماد شر در اینجا ناامید کننده است تا درنهایت با وجود تمام جذابیت های اثر و اختتامیه حرفه ای اون ، همون طور که پیش تر گفته شد ، فیلم جنگ داخلی در نهایت رضایت کامل رو پدید نمیاره و نمی شه جزء آثار برتر امسال قرارش داد.



در همین رابطه بخوانید :


کاپیتان آمریکا : اولین انتقام جو


کاپیتان آمریکا : سرباز زمستان








   1       2       3       4       5       ...       31    >>