X
تبلیغات
رایتل

Mission Impossible : Ghost Protocol



No Backup- No Contact- No plan- No choice, but

Mission Accomplished





چند وقتی میشد که فیلم اکشنی ندیده بودم که منو کاملا درگیر خودش کنه ، MI4 در واقع تنها فیلم اکشن ساله که تقریبا در تمام پلانهاش هیجان وجود داره و نکته ی دیگه مهم این فیلم که باز هم وجه تمایزشه ، غیرتخیلی ( واقعی ) بودنش در میان انبوه فیلمهای تخیلی و کم بودن آثار قابل توجه واقعیه .

ماموریت غیرممکن 4 برعکس برخی آثار ادعای خاصی نداره و همه چیز در حد خودش متعادله ، طنز فیلم در حد خودش خوبه و سعی نمی کنه یه جاهایی تبدیل به آثار کمدی بشه و یا شوخی های دم دستی بکنه ، درام فیلم در حدی که فیلمنامه نویس ها تونستن کار کنن قابل قبوله و کارگردان در جای خودش در حدی که وجه انسانی کاراکترها فراموش نشه ، به درستی استفاده کرده ، MI4 حتی علی رغم جنبه های دورنی سیاسیش که می تونست رگه های بی خاصیت و خسته کننده ی سیاسی بهش بده اما از اونجایی که هدفش پیشبرد داستان خودشه، جز چند تا دیالوگ ، تمرکزی مستقیمی روی این بخش نداره .

کاراکترهای فیلم ، بهترین مجموعه کاراکترها در بین فیلمهای اکشن سالن ، نه انقدر سطحین که بعد از فیلم فراموش بشن و نه خیلی ادعای پیچیدگی و دغدغه های آرمانی دارن و نه تنها باهاشون همراه می شیم بلکه نگران جونشون هم هستیم و برامون قابل باور هستن.

  میزان سکانهای اکشن و جایی که باید وجود داشته باشن همگی درست و به جاست و برد برد Brad Bird ( کارگردان ) کاملا حرفه ای از عهده اجرای این سکانها و حفظ ریتم هیجانی در طول فیلم براومده و حتی از بعضی از اکشن سازها هم خیلی بهتر و کاربلد تر این کار رو انجام داده ؛ در واقع در کل فیلم هیجان تزریق شده و در سکانس های اکشن به اوج این هیجان می رسیم و در عین حال هیچ کدوم هم شبیه دیگری نیست .

سکانس های اکشن فیلم همگی تمام نقاط مثبت لازم رو دارن ، از ایده تا اجرایی که صورت گرفته . یکی از دلایل جذابیت این سکانس ها علی رغم فیلمبرداری و تدوین خوبی که شما رو در درون فیلم قرار می ده ( البته موسیقی ساخته ی میشل گیاچینو رو هم بی شک نباید فراموش کرد ) ، تعدد شهرها و کشورهایی که اتان Ethan (تام کروز) و گروه کوچک ولی زبدش در حال تردد هستن . در واقع نوع طراحی و چینش این سکانس ها با توجه به مکان فیلم به خوبی صورت گرفته و فیلسماز سعی کرده با بردن فیلمش به مکان های مختلف مخصوصا شهر دبی ، و شناخت نقاط ویژه و در عین حال محدودیت های اون شهرها باز هم به طور ویژه دبی ، هیجان رو در درون فیلمش هر چه بیشتر و واقعی تر ایجاد کنه و این باعث شده انواع و اقسامی از سکانسهای اکشنی رو ببینید که تا به حال تجربش نکردید .

بهترین سکانس های اکشن فیلم به نظرم مربوط به سکانس های دبی ه مخصوصا سکانسی که همه مخاطبین و منتقدین روش متفق القول بودن ، سکانس بالارفتن اتان از بلندترین آسمان خراش جهان یعنی برج خلیفه ؛ سکانسی که استثنایی ، نفس گیر و حتی ترسناکه ؛ نکته ی هیجان انگیزتر اینه که تام کروز خودش واقعا از این برج بالا رفته .


 

 

در ضمن در شهر بمبئی تام کروز سوار بر جدیدترین مدل BMW با عنوان i8 می شه که شاهکاریه برای خودش و نکته ی جالب ، دیالوگ اتان در سکانس قبلش در جواب به بنجی (همکار هکرشون) که می گه : من عاشق این جتم ، و اتان می گه : صبر کن تا ماشین رو ببینی . ( البته اگه دقت کرده باشید تام کروز در دو قسمت دیگه ی فیلم هم ، یکی در تعقیب و گریز در دبی و یکی دیگه سکانس پریدن با ماشین در اواخر فیلم ، باز هم از  BMW استفاده می کنه )

خوشبختانه فیلم علی رغم رویه معمول فیلمهایی که دغدغه فروش و جذابیت کاذب رو دارن در پی استفاده ابزاری از زن ها نبوده و حتی روی کاراکتر جین با بازی پائولا پاتون ، در سطح سینمای هالیوود واقعا مانور خیلی خاصی نمی ده ( کافیه با سریع و آتشین و یا ترنسفورمرز مقایسه کنید ) ؛ در کل اگر چه این کاراکتر توی درگیری ها دست کمی از برنت (جرمی رنر) نداره اما بیشتر به قول جیمز براردینلی به جمع مردانه ی فیلم ، ظرافت داده .

وسایلی که توی فیلم استفاده شده خیلی هیجان انگیز و حتی یه جاهایی متحیر العقولن ، از سکانس آغازین گرفته تا اون دیوار کذایی و لنزهای پیشرفته ؛ البته باز هم خوشبختانه فیلم سعی نمی کنه توضیح خیلی خاص و یا کاملی بده که دقیقا چه طور کار می کنن و با توجه به توضیحات مختصر و همچنین از ظاهرشون می شه تقریبا طرز کارشون رو فهمید اگر چه همچنان ایده های جذابی هستن که احتمالا روزی محقق خواهند شد .

درست برعکس رویه های معمول و شخصی کاراکترها در فیلمهای اکشن ، در اینجا کاراکترها یه کاره انسان دوستانه رو به سرانجام رسوندن و اون حرکت پایانی فیلمنامه نویسان ( دیدن زنش ) بعد از اون همه اتفاق یه آرامش بخشی به مخاطب برای پایان فیلمه و اون محو شدن اتان در بخارها و اون دیالوگ ها بهترین نحوه ی پایان دادن برای یک ماموریتی این چنین غیرممکنه .

در پایان می خوام بگم نمی دونم چه طور قرار شد قسمت جدیدی از مجموعه مأموریت غیرممکن ساخته بشه و یا چه طور قرار شد برد برد کارگردانش بشه که به شخصه عاشق کارهای انیمیشنیش هستم ؛ اما هر چی که شد ، فیلمنامه قابل قبول  لوکیشن های تازه  سکانس های اکشن جذاب  بازی های خوب  کاراکترهای باورپذیر و تام کروزی بی نظیر، بهترین فیلم اکشن سال 2011 رو رقم زدن که اگه جزء بهترین های 2011 هم قرارش ندم، در حقش جفا کردم .